تو تمام گمشده ام هستے.

ما پیغام دوست داشتنمان را با دود آتش به هم میرسانیم . . .
نمیدانم آن سو برای تو تکه چوبی هست ؟
من اینجا جنگلی را به آتش کشیدم !

براﮯ زندگـی با تُو پُر از شوقمــ پُر از خواهشـ
بِهـ دستاﮯ تُو مُحتاجَمـ
بَراﮯ لَمسـ خوشبختی واسِهـ تَسکینِ قلبم
بهـ چِشمای تُو مُحتاجَمـ
واَسِهـ تایید این رویــا
کِهـ بـازم میشِهـ عآشِقـ شُد تو این بی رحمی دنیــآ
بِهـ لَبخندِ تُو مُحتاجَم کِهـ تَنها دلخوشیم باشِه
بِزار دُنیایِ بی روحَم بِه لبخندِ تُو زیبآ شِه

هشتمین عجایب دنیاست
واردش که میشوی
زمان بی معنا میشود
هیچ بعدی ندارد
بــی آنکه حسش کنم ...
روحم تازه میشود
تــمام ثروت دنیا را به یک وجبش خواهم بخشید !!!!!
مــــــن سکوتـــم حرف است
حرف هایم حرف است
خنده هایم حرف است
کاش میدانستی
میتوانم همه را پیش تو تفسیر کنم
کاش میدانستی
کاش میفهمیدی
کاش و صد کاش نمیترسیدی
که مبادا دل من پیش دلت گیر کند
یا نگاهم تلی از عشق به دستان تو زنجیر کند
مــــن کمـــــی زود تـــــــر از خیلــــــی دیــــــر
مثل نور از شب چشمان تو سفر خواهم کرد
تــــــو نتــــــــــــــــــــــرس
سایه ها بوی مرا سوی مشام تو نخواهند آورد
کـــــــاش میدانستــــــــــــی
چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت
در زمانی که برای غربتت سینه دلسوزی نیست
تــــــــازه خواهـــی فهمیــــــد
مثل من عاشق مغرور شب افروزی نیست
اگر هم پیدایم نکنی ، خود چیزها را پیدا میکنی

لـــمس میکنی هرچه را که من لمس میکنم
و چنیــن نقش دستهـــایمان با هم یکــی میشــود !
یآدم باشد چشم ْ اَز چشمانَت برندارم تآ حسابی سیـر شوَم
یآدم باشد بگویم چقـَدر ْ دوستَت دآرم وَ چقدر به تو مُحتاجـَم
یآدم نرود....!
